مرکز اطلاعات تخصصی گسترش پهنه های پیاده و محدود بر خودرو
ضرورت هوشمندسازی شهرها پس از کرونا
نویسنده: نویسنده وبسایت پارادیس
تاریخ انتشار: جمعه, ۱۶ مرداد ,۱۳۹۹ ,۱۴:۳۱:۲۴

این گزارش برداشتی آزاد از گفتگوی زنده اینستاگرامی درمورد شهرهای هوشمند و مروری کوتاه از بررسی تجارب هوشمندسازی شهری در دوره بحران کرونا و تأثیر آن در کنترل بحران‌های این چنینی است که ضرورت توجه مدیریت شهری به این مسأله را پررنگ‌تر می‌کند.

واژه “شهر هوشمند” از حدود ۴۰ سال پیش برای اولین باز وارد ادبیات شهرسازی شد و در طی این دوران، تا قبل از بحران کرونا، سه نسل از شهرهای هوشمند به وجود آمد.

  • نسل اول : این نسل از شهرهای هوشمند با محوریت شرکت های بزرگ فناوری شروع به کار کرد، به نحوی که شرکت‌های بزرگ فناوری اطلاعات و فناوری پیشرفته، مدیریت، طراحی و برنامه ریزی موضوعات شهری مورد استفاده در هوشمندسازی را به عهده گرفته و آن ها را به جامعه شهرسازی دیکته می‌کردند. این طرح‌ها بیشتر در کشورهای در حال توسعه به طور آزمایشی اجرا شد. چنین رویکردی به دلیل عدم توجه به نیازهای تخصصی در این حوزه، با شکست مواجه شد.
  • نسل دوم : در این رویکرد، مدیریت شهری به صورت یک سیستم از بالا به پایین به عنوان سفارش دهنده طرح‌های توسعه شهری هوشمند عمل کرده و مدیران فناوری اطلاعات برای آنها و در راستای خواست‌های آنها کار می‌کردند. این رویکرد توسط کشورهای توسعه یافته هم مورد استقبال قرار گرفت و با وجود موفقیت جزیی، به دلیل بروز مشکلات فراوان در سایر ابعاد شهری، چندان راهگشا نبود.
  • نسل سوم : در این دوره تعریف هوشمندسازی تغییر کرد و فناوری ها و ابزارهای جدید به عنوان یک زیرساخت برای شهرها مطرح شد و مفاهیم پایداری، ایمنی، انعطاف پذیری، سازگاری اقلیمی یا بومی‌سازی و … به عنوان الزامات هوشمند سازی شهرها معرفی شد. در نسل سوم، مردم در اولویت قرار گرفتند و بر اساس یک سیستم از پایین به بالا، نقش برنامه‌ریزان و طراحان شهری برای تأمین خواست‌های مردم پررنگ‌تر و طراحی و برنامه‌ریزی شهری به مثابه ابزار در نظر گرفته شد. از جمله موارد موفق آن می‌توان به پروژه “ونکوور سبز” ¹ اشاره کرد که در آن ۳۰۰۰۰۰ نفر از مردم با شرکت در نظرسنجی‌ها، خواست‌ها و توقعات خود را از یک پروژه شهری بیان کردند تا متخصصان شهری بر اساس آن زیرساخت‌های هوشمند طراحی را ایجاد کنند.

الزاماتی که در تعریف نسل سوم شهرهای هوشمند مطرح شد، به دلیل همه جانبه بودن و استفاده از فناوری های جدید به عنوان یک ابزار هماهنگ با شهر، می توانند در کنترل بحران ها از جمله بحران کرونا مفید باشند. لزوم این کار شفاف سازی و به روز رسانی اطلاعات و آگاه کردن شهروندان از نتایج این بررسی‌هاست تا با تعاملی دوسویه از جانب مردم و مدیران و متخصصان شهری، بتوان نیازها و مشکلات جامعه را شناسایی و با هم اندیشی باهم و استفاده از ابزارهای نوین در پی پاسخگویی آن ها بود.

برای مثال در پروژه “شهروندان به عنوان شهردار” ³ در سئول، تمام اطلاعاتی که یک شهردار با آن سروکار دارد به صورت شفاف در اختیار شهروندان قرار می‌گیرد که از جمله فواید آن در بحران کرونا می‌توان به استفاده از اینترنت اشیا و رفتارشناسی مردم براساس آن و اطلاع از مکان ها و وسایل مورد استفاده توسط فرد مبتلا در گذشته و انجام اقدامات مناسب در مورد آن اشاره کرد. و یا پلتفرم هایی مثل “گفت‌گوی شهری کانادا” ³ در کانادا که در آن شهروندان، متخصصان و مدیران شهری باهم تعامل داشته و اطلاعات، پیشنهادات و انتقادات و یا تجربه های خود از فضاهای شهری در زمینه های مختلف را به اشتراک می‌گذارند تا از این طریق بهبود مدیریت شهری و در نهایت ارتقاء سطح کیفی شهرها میسر شود.

چنین رویکردی با افزایش اعتماد بین شهروندان، متخصصان و مدیران شهری، می‌تواند به حل مشکلات بزرگ شهری کمک کند. برای مثال، در استکهلم برخلاف سایر نقاط جهان، برای نقض قرنطینه هیچ جریمه ای درنظر گرفته نشد و بلکه به دلیل اعتماد و ارتباط بین مردم و مسئولین، شهروندان به صورت داوطلبانه به اجرای آن مبادرت می‌کردند.

درنهایت می‌توان تأکید کرد که فناوری اطلاعات و ارتباطات اهرم و ابزاری است تا جامعه شناسان و متخصصان و مدیران شهری بتوانند با استفاده از داده‌ها و پردازش‌های آن، شهرهای انسانی‌تری برای مردم طراحی کنند.

در مورد بحران کرونا و خسارت‌های ناشی از آن، لازم است تا برنامه‌ریزان و طراحان شهری بار دیگر نقش خود را پررنگ‌تر از پیش ایفا کنند. چرا که جبران خسارت‌های اجتماعی و فرهنگی ناشی از فاصله‌گذاری اجتماعی به عهده جامعه‌شناسان، برنامه‌ریزان و طراحان شهری در تعامل با مردم است و مدیران شهری تنها نقشی که دارند زمینه‌سازی و ایجاد زیرساخت‌های قانونی، اقتصادی و اجتماعی برای انجام آن است.

به عنوان اولین قدم برای اجرای این رویکرد، باید تجربیات جهانی را به زبان فرهنگ خود ترجمه کنیم و دانش و علم روز را به رشته شهرسازی در کشور تزریق کنیم و مدیران شهری نیز از این دانش جدید و به کارگیری آن حمایت کنند.

در شهرهای هوشمند جدید صحبت از یک هوش جمعی است؛ شهری که مردم در آن با مدیران شهری و متخصصان این حوزه در ارتباط باشند که مسئله اساسی برای تحقق چنین امری، شفافیت در انتشار و انتقال اطلاعات است.

در پایان اگر بر اساس تعاریف جدید، شهر هوشمند را به عنوان یک هم آفرینی جمعی بنامیم، می‌توان گفت هر شهری هوشمند است و این ما انسان‌ها هستیم که گاهی با استفاده نادرست از تکنولوژی های جدید، هوشمندی را از شهرها دریغ کرده و باعث بروز مشکلات و بحران های مختلف می شویم. در واقع شهرهای هوشمند به دلیل پیوستگی زیاد با بستر اجتماعی جامعه، نیاز به توجه ویژه در ارائه و استفاده از راهکارهای هوشمندسازی متناسب با تفاوت‌های اجتماعی و رفتاری جوامع دارد.

 

 

برداشتی آزاد از گفتگوی زنده اینستاگرامی گروه آزمایشگاه شهر هوشمند با دکتر فریناز مقتدری دکتری طراحی شهری و پژوهشگر حوزه شهرهای هوشمند درمورد شهرهای هوشمند و ضرورت توجه به هوشمندسازی شهرها پس از بحران کرونا (۱۳۹۹.۳.۲۳)
به قلم گروه نویسندگان پارادیس (مهسا الیاسی)

 


۱. Green Vancouver
۲. Citizens as Mayor
۳. City Talk Canada